جمعه ۱ آبان ۱۴۰۵
ورود اعضای ویترین
گلین بانومجله‌ای برای زندگی، فرهنگ و لحظه‌های شما
ویترین کسب‌وکارورود اعضای ویترین
۱۰۰٪ رایگان

ویترین بانوان کارآفرین

کسب‌وکار خانگی یا کوچک دارید؟ داستان، محصولات و روش‌های سفارش خود را در یک صفحهٔ حرفه‌ای و ماندگار در گلین بانو معرفی کنید.

موج پیشگام: سال اول رایگانقیمت عادی ۲٬۹۹۰٬۰۰۰ تومان در سال

ظرفیت باقی‌مانده: ۹۷ از ۱۰۰ نفر

جزئیات و ثبت‌نام
سرگرمی

مردی که هر روز پنجرهاش را تمیز میکرد

مردی سالخورده در خانه ای کوچک زندگی می کرد. هر صبح کنار پنجره می نشست و به خانه روبه رو نگاه می کرد.

داستان

یک روز همسرش را دید که لباس هایی را روی بند پهن می کرد.

مرد گفت:

– ببین! همسایه مان حتی بلد نیست لباس بشوید. لباس هایش هنوز کثیف است!

روز بعد هم همین اتفاق افتاد.

مرد دوباره گفت:

– نمی دانم چرا کسی به او یاد نمی دهد چطور لباس ها را تمیز بشوید!

داستان

چند روز گذشت و پیرمرد هر بار که به پنجره نگاه می کرد، همان حرف را تکرار می کرد.

تا اینکه یک صبح، همسرش پنجره خانه را کاملاً تمیز کرد.

پیرمرد طبق معمول کنار پنجره نشست و با تعجب گفت:

– عجب! امروز لباس های همسایه کاملاً تمیز شده اند!

همسرش لبخندی زد و گفت:

– لباس های او تغییری نکرده اند؛ این پنجره ماست که امروز تمیز شده است.

پیرمرد چند لحظه سکوت کرد.

داستان

آرام از کنار پنجره بلند شد و گفت:

– پس من تمام این مدت، به جای دیدن زندگی دیگران، کثیفی پنجره خودم را می دیدم.

از آن روز به بعد، هر وقت می خواست درباره کسی قضاوت کند، اول به پنجره خودش نگاه می کرد.

🌱 پیام داستان

داستان

قبل از اینکه درباره رفتار، زندگی یا اشتباه های دیگران قضاوت کنیم، بهتر است مطمئن شویم نگاه خودمان روشن و منصفانه است.

گاهی مشکل در چیزی که می بینیم نیست؛ در زاویه نگاه ماست.

❤️ جمله پندآموز

«قبل از اینکه بگویی دنیا کثیف است، پنجره ای را که از پشت آن به دنیا نگاه می کنی تمیز کن.»

پیشنهاد برای مطالعه

دیدگاه شما

تجربه، نکته یا سؤال‌تان را بنویسید. ایمیل شما منتشر نمی‌شود.